به وبسایت سایت اخبار بروز ایران و جهان خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت خبرخوان گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






ادبیات ترکی رایج در چهارمحال

اتراک ساکن در چهارمحال همانند سایر همزبانان خویش در سایر نقاط دنیا دل خویش را به دریای پاک ادبیات ترک سپرده اند،ادبیاتی که یاورشان بوده است هنگام کار کردن ،هنگام خواباندن طفل و یا حتی هنگام غم و یا شادی.

چهارمحال به سبب واقع شدن در مکانی خاص هم از ادبیات بومی خویش بهره می برد و همچنین از ادبیات ترکی اقوام ترک مجاور و گاه حتی دور از بعد مسافت لکن نزدیک از جهت نزدیکی قلوب،برخوردار است.

ادبیات ترکی که اکثرا شفاهی است،به صورت نظم بوده و در قالب های شعری هجایی ترکی و نیز گاها در قالب های عروضی هستند.

موضوع غالب این منظومه ها و اشعار  هجر،دوری از وطن،توصیف طبیعت،عشق و دلدادگی و... می باشد.

همانند سایر نواحی ترک نشین،ادبیات عاشیقی جریان اصلی رایج در چهارمحال بوده است در کنار آن اشعار شعرا نیز دارای جایگاهی رفیع می باشد.

از معروف ترین جلوه های ادبیات ترکی چهارمحال می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

اصلی و کرم:روایتی است غنایی و تا حدی حماسی. کرم پسر زیادخان عاشق مریم یا اصلی دختر قره کشیش و همن می شود ولی با مخالفت والدین اصلی روبرو می شود،اصلی به همراه خانواده اش از اصفهان به سمت استانبول کوچ می کنند و کرم نیز به همراه له له اش تا ارزروم و پس از مرگ له له با کمک دوستش صوفی به دنبال آنان می روند.سرانجام کرم و اصلی به هم می رسند ولی به دلیل طلسم والدین اصلی آتش می گیرد و می سوزد اصلی نیز بادیدن این منظره از فرط عشق او نیز شعله می گیرد،از خاکستر کرم انار و از خاکستر اصلی گل سرخ می روید.

بیر ائل بوردان کوچدی ارمنی کوچی

بیر گول ایچینده آدی ساری گول

ساری گول ساری گول آدی مریم دیر

کورپگی بسته دیر قاشی کمن دیر

عاشیق غریب و شاهزاده صنم:از محبوب ترین داستان ها نزد مردم می باشد.داستان دلداگی و هجر عاشقی به نام غریب و شاهزاده صنم می باشد.پس از آنکه غریب و صنم قرار بر ازدواج می گذارند غریب بنابر خوابی که دیده است به مدت هفت سال به شام و حلب می رود و در این مدت شاه ولد پسر عموی صنم و مادر صنم سعی در فریفتن صنم برای ازدواج با شاه ولد می کنند.سرانجام غریب از سفر خویش باز میگردد و در مجلسی که برای عروسی شاه ولد و شاه صنم به پا شده بود پیش از آنکه شاه صنم با زهر خودکشی کند،چوگور در دست وارد می شود و می خواند و خودرا به همگان معرفی می کند و شاهزاده صنم با وی عروسی می کند و شاه ولد نیز با خواهر غاشق غریب.

تکّه می وئرمیشدیم داشا دیواره

ایزیمی دوندردیم پروردگاره

قدمگاه ده اوغردیم دولدول سواره

اوچ آیلیگ یوللاری اوچ گونده گلدیم

سحر نمازی ائیلدیم تبریز ده

ظهرین نمازی قارس دیزینده

آخشام نمازی گئتدیم ائیمیزه

مولام قنات وئردی اوچدوم ده گلدیم

کوراوغلو:مجموعه داستانی است حماسی راجع به شورش جلالی ها به فرماندهی روشن کوراوغلو که در سرزمین آناتولی اتفاق افتاده است.در جای جای این داستان کوراوغلو به همراه اسب تیره رنگش قیرآت و همراهی عیوض قصاب اوغلو،عیسی دمیرچی اوغلو،عاشوق جنون،دلی کاکاوقره دونه و707تن دلی با بیگ ها و پاشاهای ستمگر میجنگند.کوراوغلو که در چاملی بئل یا چنلی بئل ساکن است مردانه می جنگد،شکست می خورد و پیروز می شود ،گاه غضب می کند گاه می بخشاید او مظهر مردمانی است که در زمین ضعیف شمرده می شدند ولی با مردانگی مقابل تفنگ و خدعه ی حکام زورگو می ایستد.

جانیم عیوض اولما نوکر

نوکر اولان جفا چکر

آتلار نعل و میخین توکر

داش دیر بو داغین یوللاری

قیلیچ اوینادون اللرده

قالخان دایانسین قوللرده

حرامی وار دور یوللرده

نش دیر بوداغین یوللاری

در چهارمحال نیز در گذشته در تمامی نواحی چهارگانه اش این نقل شیرین توسط عاشوق ها نقل می شد لکن امروز تنها در نواحی شمالی چهارمحال هنوز می توان تک و توک ابیاتی از آن را شنید.

خان افشار و بولوردی قیزی:مناظره ای است میان پسر افشار و دختر بولوردی؛بلوردی ها و افشار ها دو ایل منتسب به نادر شاه اند که در قرون پیش در چهارمحال زندگی می کردند و هنوز هم بازمانده ایشان در چهارمحال ساکنند.این مناظره در بلداجی روایت می شود.

 هارادان گلیردینگ اوغرادوم سنه

گرممیشدیم گوردیم بلوردی قئزی

دولاندونگ گئزی بیر باخدونگ منه

قاش و گئزی قارا بلوردی قئزی

همراه و سروناز:داستان دلداگی دخترعمو و پسر عمو یی است که با ترک سروناز توسط همراه و رفتن به روم و ازدواج با کس دیگری به سرانجام می رسد.این منظومه نیز در بلداجی روایت می شود.

اوجا داغلار باشی دومان

یار گوینیمه سالدونگ گومان

سن اول کرم من اصلی خان

همرا جان هارا گئدیرنگ

کلبی خان وپریزاد:داستانی است تراژیک.کلبی هنگام شکار در کوه کشته می شود و نو عروسش پریزاد(حورزاد نیز نقل شده است) بیوه می شود.

اوجالی سن،آلچاقلی سن،داشلی سن

سوسن لی سن،سنبل لی سن،قوشلی سن

پریزادی قویدونگ گئزی یاشلی سن

قارلی داغلار خان کلبی می نئیلدینگ؟

خسرو و شیرین:داستانی است بسیار معروف در سطح چهارمحال.این منظومه که دارای لطافت خاصی است، داستان دلدادگی خسروپرویز و شیرین ملکه ارمنستان است.

سینه باشی سبلانون قاری دیر

خزان یئلی دگیب ساری دیر

شیرین که دئییللر خسرو یاری دیر

یازان یازدی خوب ده یازدی شیرین جان

خان عسگر و محبوب:دوباره داستان دلدادگی دو عاشق،این بار خان عسگر و محبوب.

هئچ مسلمان غریب اولماسون

آغلیه آغلیه سرفه سالماسون

هیچ کافر منیم کیمین اولماسون

سینه باشونا داغ اولماسون

سردار ریحان:در نواحی شمالی چهارمحال روایت می شود.

نفراوغلو و بیات قیزی:مناظره میان پسرک نفر و دختری از بیات ها.در این مناظره پسر نفر در مقابل دعوت دختر بیات برای رفتن با او مقاومت کرده و جواب رد می دهد.

وجودنامه:از اشعار تلیم خان ساوه ای که مراحل زندگی را از تولد تا صد سالگی روایت می کند:

آتامدان گلدیم آنایه

بیر قطره ی قانه دوندوم

یاتدوم آنام رحمینده

اوچ آیده جانه دوندوم

کوسه گلین:نمایشی کمدی بوده که در زمان های گذشته در روستای شاهسون نشین مارکده انجام می شده است.

مناظره ی خسته قاسم و لزگی احمد:این یکی از معروف ترین مناظره ها در میان تمامی ترک های ایران می باشد.در چهارمحال نیز قسمت هایی از این مناظره نقل شده است.

مناظره ی قویون و مو:مناظره ای است سروده ی تلیم خان.اصل این منظومه به فارسی بوده که توسط تلیم خان به ترکی ترجمه شده است.

فارغ از منظومه ها اشعار شعرایی همچون حسینقلی خان امان بنی،میرزا ماذون(با تلفظ مه ئزان)،یوسف خسرو،بیات میرزا،مسکین علی،مسکین کلبی،خیراتعلی،قمری دربندی،خسته قاسم،دهقان سامانی و... نیز خوانده می شود.

ترانه های 6 هجایی(قئز بیتی)نیز در میان اهالی ترک زبان دارای جایگاهی والا می باشند.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

سابقه ی آموزش زبان ترکی در چهارمحال

از زمان های گذشته در میان افراد مثلی بود به این مضمون که فارسی شکر است و ترکی هنر،از این رو اهالی ترک چهارمحال در عین حالی که در مکتب خانه های دوران پیشا "پالانیسم" به تحصیل زبان فارسی مشغول بودند از آموزش زبان ترکی که زبان مادری ایشان و نیز مایه ی هنرمندی بوده غافل نبودند.

همانطور که مستحضر هستید برای آموزش زبان فارسی از کتاب گلستان سعدی استفاده می شده است و برای آموزش زبان ترکی مانند اقصی نقاط ممالک محروسه از اثر گرانقدر قمری دربندی یعنی دیوان قمری دربندی که قسمت های زیادی از آن راجع به مدح و مراثی ائمه بوده استفاده می شده است،همچنین در کنار آن از کتاب مختارنامه که آن نیز دارای نثر ترکی بوده نیز برای تعلیم زبان ترکی استفاده می شده است.

این آموزش زبان ترکی سبب شده است که اهالی ترک زبان چهارمحال علاوه بر آنکه قادر به برقراری ارتباط با همزبانان قشقایی خویش به سبب شباهت لهجه باشند،قادر باشند که با ترکی رایج در آذربایجان نیز آشنا شوند.

ولی صد حیف و افسوس که جای اینگونه آموزش ها در مدارس امروزی خالیست.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

آیریسی

گئنه وطن یادا دوشدی

بیز اولدیگ ائللر آیریسی

یاریم بیر گونه دیزمزدی

ایندی قال ایللر آیریسی

***

الئف قددیم بیکه-بیکه

قانلی یاشوم تئکه-تئکه

کهلیک کیمین سکه-سکه

بولبولام گوللر آیریسی

***

"قاسیم" دیشیب غربت ائله

داستان اولوب دیلدن-دیله

گاهدان باخیر ساغا-سولا

اوچ اینجه بئللر آیریسی

***

شعر از خسته قاسم تیکمه داشلی،بزرگ شاعر آذربایجان



منبع این نوشته
برچسب ها : آیریسی ,
اشتراک گذاری مطلب

حماسه در ادبیات ترکی قشقایی

حماسه گونه ای از ادبیات است که در آن شاهد دلاوری ها،رشادت ها و مبارزه های یک قوم ویا یک ملت هستیم.

ملل ترک از دیرباز شاهد دلاوری ها،کوچ ها و مبارزات در راه مردم خویش بوده اند من جمله حماسه های کهنی که در کتبی از قبیل دیوان لغات،شجره تراکمه،تاریخ جوینی و....شاهد آن هستیم.

و اما حماسه در ایل قشقایی:در ادبیات ایل شاهد حماسه هایی هستیم که بیشترشان راجع به رشادت های مردانی است که دست از زندگی یکنواخت کشیده اند و نسبت به مردم خویش احساس مسئولیت می کنند.

در این سری از داستان ها شاهد داستان هایی مانند کوراوغلو(در هفت دستان)،صیدی خان،مبارزات دشتی گله زن و نیز مرثیه ها و مدحیه هایی از شاعران ایل هستیم.

در ایل قشقایی داستان "کوراوغلو"،که  دارای هفت بند و یا دستان است،از منظومه هایی است که توسط عاشیق های ایل روایت شده است.(طبق مصاحبه دکتر فرهاد گرگین پور متاسفانه از این هفت دستان تنها چهار بند نقل و ضبط شده است.)در این منظومه "روشن کوراوغلو"با کمک پسر خوانده اش"عیوض قصاب اوغلو"و نیز یاری عیارانی موسوم به دلی لر با دشمنانی همچون "بولود بگ" و "خونکار پادشا" می جنگند.

کوراوغلوی روایت شده در ایل قشقایی بسیار نزدیک به روایت شاهسونهای بغدادی است.(حتما می دانید که کوراوغلو دارای واریانت های مختلفی است)

 

 

"صیدی خان" داستان پسر حاکم حلب است که در راه رسیدن به معشوقه ی خویش،"پریزاد" دختر حاکم آذربایجان،به همراه اسب افسانه ای خویش "سمندقوش"با دشمنان خویش می جنگد تا به وصال یار خویش برسد.

و اما دشتی،دشتی یاغی ای بود که در زمان حکومت منحوسه ی پالانی بر علیه حکام جور قیام کرد و سرانجام با تزویر صاحبان زر و زور جان خویش را از دست داد و مردم ایل برای زنده نگاه داشتن یادش شعر سرودند و ساربانان این داستان را که نشانگر وضعیت بد جامعه بود را به همراه نی و با دیدگانی اغلب اشکبار  روایت کردند.

مرتضی قلیخان و سهراب خان و داراب خان از خوانین رشید ودلاور ایل که محبوب قلوب اهالی ایل بوده اند.با شهادت این خوانین شعرای ایل در رثا و مدح ایشان اشعاری سرودند.از جمله:

دارابخان،سهرابام،الله ساخلاسین

گئدین دئیین باجیم قره باغلاسین

مسکین حسینه ده دئیین آغلاسین

اودا ساییلیردی قولومدان منیم

شاهنامه خوانی نیز در ایل دارای جایگاه والایی بود ولکن معمولا داستان هایی از شاهنامه خوانده می شدند که راجع به رزم رستم با گردآفرین،اسفندیار،افراسیاب و سهراب بوده اند.

بعضی از ابیات نیز به زبان ترکی قشقایی ترجمه می شدند.

شاهنامه خوانی در ایل ریشه دار نبوده و با فوت اشخاصی از قبیل خورشیدی،کیانی و اسکندری می توان گفت از بین رفته است.از طرفی روحیات اتراک با داستان های نژادگرایانه شاهنامه همخوانی ندارد.

اشعاری از شاهنامه ترکی:

خبر گئتدی افراسیابه مگر

کی سهراب اولوب دور عجب نامور

هنوز کورگیت قوخوسی دماغوندا دور

او کاووس جنگینده سراغوندا دور

و....



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

موسیقی ترکان چهارمحال

موسیقی ترکان چهارمحال در واقع همانند موسیقی قشقایی از سه رپرتوار تشکیل یافته که این سه عبارتند از:

1)موسیقی عاشیقی

2)موسیقی چوپانان و ساربانان

3)موسیقی میرشکال ها(سازنده ها)

موسیقی عاشیقی چهارمحال را می توان از بین رفته نامید چرا که پس از انقراض عاشیق های چهارمحال و عدم حضور عاشیقی های قشقایی دیگر اجرا نمی شود،اگرچه اشعاری که اجرا می شده اند هنوز در سینه پاک مردمان این بوم باقی است.

موسیقی چوپانان و ساربانان چهارمحال نیز تا حد زیادی شبیه موسیقی دارغا های قشقایی است(از لحاظ مقامات موسیقیایی)و توسط نی هفت بند و نی شوتک(معادل نی شیت لری و دودوگ قشقایی)اجرا می شود.

موسیقی میرشکال ها را می توان اصلی ترین رپرتوار موسیقی ترکان چهارمحال نامید،میرشکال ها های ترک چهارمحال ضمن پیوند دادن بعضی مقامات قشقایی با مقامات بختیاری و ابداعات خویش توانسته اند موسیقی بدیع و نویی را خلق کنند؛همچنین آنها از مقامات موسیقی عاشیقی و ساربانی نیز ملودی هایی وام گرفته اند ولی نقطه ی اوج کار آنها آفرینش سازی نو بوده است آنها با تغییرات خاصی که بر روی کرنای بختیاری انجام داده اند این ساز سرکش مناطق بختیاری را به سازی سازگار با نغمات ترکی تبدیل نموده و آن را ترکی خوان نامیده اند.

از دیگر تفاوت های میرشکال ها با توشمال های بختیاری ساز سرنا است،سرنا در موسیقی بختیاری اکثرا موسیقی غم و عزا است در حالیکه در موسیقی چهارمحال ساز طرب و جشن ها نیز به شمار می رود. از لحاظ ساختمانی سرنای چهارمحال همانند سرنای دزفول و بختیاری است.

وجود مقام موسیقیایی نوروزنامه شاید نشان دهنده ی آن باشد که میرشکال های ترک چهارمحال در میان مقام های خود یادگارانی از نقاره خانه ی سلطنتی اصفهان داشته باشند.

از جمله مقامات موسیقی ترکی چهارمحال می توان به مقامات زیر اشاره نمود:

1)جیران جیران:مشترک با ایل قشقایی

2)ترکی قشقایی:ملودی منسوب به ایل قشقایی

3)ترکی چهرازی:ملودی منسوب به طایفه چهرازی از ایل قشقایی ساکن در خوزستان

4)ترکی سیامون:منسوب به منطقه سیامون

5)ترکی بیدگون:منسوب به منطقی بیدگون

6)کوراوغلی:برگرفته از موسیقی عاشیقی

7)عاشق غریب:برگرفته از موسیقی عاشیقی

8)وردار سرنا:پیش درآمد

9)چپی:موسیقی عزا

10)نوروزنامه:آهنگ سال تحویل

11)کرم:برگرفته از منظومه عاشیقی اصلی و کرم

12)لای لای

13)گرایلی :مشترک میان تمام ترک های ایران

14)سحر نازی:مانند سحر آوازی قشقایی

15)زنگ شتر(دوه زنگی)



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

ادبیات ترک های قشقایی

ترک های جنوب ایران از یک سری ایلات سابقا کوچرو،چندین بلوک ، قصبه و شهرستان که در استان فارس،بوشهر،شمال و غرب هرمزگان،شمال و غرب کرمان،جنوب یزد،جنوب،مرکز و غرب اصفهان به استثنای فریدن ،چهارمحال و بختیاری،کهگیلویه و بویر احمد و خوزستان  تشکیل شده اند.

این پهنه وسیع که دارای جمعیتی بزرگ از ترکان است ضمن برخورداری از لهجه های متفاوت ترکی به زبان ترکی ای تقریبا متشابه سخن می رانند که بسیار شبیه به زبان ترکی آذربایجان و شرق آناتولی است.

اصلی ترین جریان ادبی این خطه متعلق به ایل سترگ قشقایی است و از این روست که شاهدیم بزرگ ترین شاعران این خطه برخاسته از دامان این ایل  ادب پرور اند.

شفاهی بودن ادبیات و نیز غارت کتابخانه ایلخان قشقایی توسط انگلیسی ها سبب شده که قسمتی از این ادبیات ازبین برود.(معلوم نیست چه بلایی بر سر کتابخانه آمده ولی احتمالا کتاب های آن سالم و در بریتانیا نگهداری می شود.)

عاشوق ها در سینه خویش ضمن دانستن موسیقی گنجینه ای از ادبیات ترکی را نیز دارند،منظومه هایی مانند کوراوغلو،عاشق غریب و صنم،اصلی و کرم،طاهر میرزا و زهره،محمود و نگار و.... همچنین باید به این ها منظومه هایی از قبیل شاه اسماعیل و گلزار،ماه مغرب مهر خاور،داستان های ساربانی ،عباس توخارقانلی واشعار شاه ختائی را نیز افزود که توسط ساربان ها ،عاشوق ها ،مکتبداران ،چوپانان و بقیه آحاد ایل روایت می شده اند افزود.

ایل همچنین دارای شاعرانی شیرین گفتار از قبیل میرزا ماذون، یوسفعلی بیگ،خسرو بیگ قره قانلی،بیات اوغلو،محمد ابراهیم سلمانی ،غول اروج و....نیز می باشد(برای اطلاعات بیشتر به کتاب قشقایی شعری تالیف مرحوم شهباز شهبازی مراجعه شود)

از کتب انتشار یافته در زمینه ادبیات ایل (به جز آثار شعرای جدید)می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1)سیری در بوستان قشقایی 1و2 به کوشش مرحوم محمد نادری دره شوری

2)قشقایی شعری مرحوم شهبازشهبازی

3)اصلی و کرم پروین بهمنی

4)بخشی از حماسه کوراوغلو دکتر فرهاد گرگین پور/ایلیاشار گودرزی فر

5)مهرخاور ماه مغرب صغری مرادی کشکولی

6)آساناکلار اسدالله مردانی

و...

متاسفانه نگرانی اصلی فراموش شدن آثار غیر مکتوب است به امید آنکه این آثار غیر مکتوب پیش از فراموش شدن مکتوب و چاپ شوند.

در ادامه یک قطعه از منظومه کوراوغلو را بریتان نقل می کنم:

خان عیوضیم سنین ایچی

نه داغدان داشلارا دوشدوم

وطن،ترک ائیلدیم سنه

نه غربت ایللره دوشدوم

*****

نامرد جامون ایچمگ اولماز

یراق سیز دویوشمگ اولماز

بویلارام های گچمگ اولماز

نه جوشغون چایلارا دوشدوم



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

هنر عاشیقی در چهارمحال

در سخنان افراد مسن چهارمحال معمولا از گروه هایی نوازنده یاد می شود به نام عاشوقلر ،حتی مواقعی که راجع به پیشینه ساز کمانچه صحبت می شود پای عاشوق ها در میان است زیرا اولین گروه بوده اند که در استان ساز کمانچه را آوردند.

ساز اصلی عاشوق های چهارمحال کمانچه و چوگور (با تلفظ محلی چیگیر)بوده است.ساز چوگور چهارمحالی ها سازی شبیه به چوگور قشقایی و یا ارمنی های جلفا بوده است همچنین کمانچه ی آنها دارای کاسه ی طنینی پشت بسته و از لحاظ فرم صدا دهی شبیه کمانچه آلتو بوده است و مجزا از کمانچه رایج در محل لار(شهرکرد)است که توسط شخصی به نام نایب عرضه شده است.

در کنار چهارمحالی ها ارمنی ها نیز عاشوق های خود را داشته اند که معروف ترین آنها عاشوق هارتون اوغلی است که در قرن نوزدهم می زیسته است و آثار مکتوبی از اشعار وی در نزد ارامنه موجود است.

عاشوق های چهارمحال که بیشتر منظومه های عاشقانه نظیر عاشق غریب و شاه صنم،اصلی و کرم ، کلبی(=کلب علی)وپریزاد را روایت می کردند و هنوز هم می توان رد پایی از مقام موسیقیایی آن هارا در ساز کرنا ی بختیاری رایج میان ترک های چهارمحال(ترکی خوان)یافت.

در ادامه یک بند از منظومه ی کلبی و پریزاد را که در میان ترک های همدان نیز رایج است نقل خواهم نمود:

مرثیه ی پریزاد بر کلبی خان:

هر نه گزدم بیر نشانوی بولمادم

قارلی داغلار خان کلبی می نیلدی؟

شاد اولوبای بیزه بیر باخ مینَی سن؟

قارلی داغلار عم اوغلیمی نیلدی؟



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

منشا ترک های چهارمحال

ترک های چهارمحال همانطور که قبل تر گفتم از دوران صفویه به بعد وارد منطقه شده اند و از لحاظ زمانی دومین قومی هستند که ساکن چهارمحال شده اند(احتمالا فارسها ساکنان اولیه منطقه بوده اند) همزمان با ترک ها گروهی از ارامنه که اصالتا متعلق به منطقه باسان از توابع ارمنستان غربی بودند نیز وارد چهارمحال شده و بیش تر در توابع گندمان و شلمزار رحل اقامت گزیدند.

طبق مصاحبه ناصر خان قشقایی، قشقایی ها که وابسته به آق قویونلوها بودند به صفوی ها پیوستند و در منطقه میان اصفهان و بختیاری به اشاعه ی تشیع میان مردم آنجا همت گماردند و اجازه یافتند که کلاه هشت تَرک بر سر بگذارند.

همچنین اولین ایلخان قشقایی به نام امیرغازی شاهیلو در بخش گندمان مدفون است .

مطابق سنگ های قبرهایی که سرتاسر استان چهارمحال و بختیاری پراکنده اند نه تنها قشقایی ها ساکن چهارمحال بوده اند بلکه مناطق زیادی از بختیاری نیز متعلق به قشقایی ها بوده است من خودم به چشم خودم بونچاق های مردم چغاخور را دیدم که فروشنده ها دارای پسوند بولوردی قشقایی بوده اند در ضمن در طایفه ی کشکولی تیره ای به نام چهارمحال لو نیز دیده می شود و یا نام طایفه لرکی از کوه لرک در بختیاری گرفته شده ویا نام طایفه ی رئیس ایل نفر زمانخانلو است که برگرفته از نام سازنده پل زمانخان سامان است و نیز هزاران دلیل و سند دیگر نشان دهنده ی حضور ترک ها ی استان فارس در چهارمحال است.

از گروه های ترکی دیگر اینجا می توان به شاهسون ها و قزلباش ها اشاره کرد که در محل لار در شهرستان های بن و شهرکرد ساکنند .

متاسفانه در سطح روشنفکرهای بختیاری شاهد هستیم که ضمن آنکه صاحبان اصلی چهارمحال را مهمان می خوانند بلکه ما ترک هارا متهم به پان ترکیسم و زیاده خواهی می کنند در صورتی که خودشان از لحاظ زمانی تازه ترازبقیه وارد منطقه شده اند و کنگر خورده اند و لنگر انداخته اند.

شاید اگر سیاست کج دار و مریض خوانین کاسه لیس بختیاری نبود چهارمحال به دور از استثمار این خوانین سریع تر مدارج ترقی را طی می کرد .

ای کاش اولیای امر ضمن تجدید نظر راجع به موجودیت استان چهارمحال و بختیاری استانی به نام چهارمحال را به رسمیت می شناختن یا حداقل از ترکیب چهارمحال و فریدن که هردو دارای شباهت های اجتماعی و تاریخی و پیوندهای قومی هستند استان جدید و نویی تشکیل می دادند.

هرکس به فکر خویشه *** کوسه به فکر ریشه



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

به بهانه ی مقدمه

ابتدا لازم میدانم در مورد جغرافیای سیاسی منطقه چهارمحال بنویسم :منطقه ای کوهستانی و سرد که از شمال به فریدن بزرگ از غرب به بختیاری از شرق به بلوکات اصفهان و از جنوب به بلوکات فارس محدود است . از لحاظ سیاسی جزئی از ایالت اصفهان بوده و دارای ضابط نشینی (حاکمی) به ترتیب زمانی ابتدا در قهفرخ سپس شهرک و بعد در چالش تر و در انتها دهکرد بوده است. 

چهارمحال که در گذشته (قبل از رضا پالانی) به محالات اربعه مسما بوده متشکل از چهار محل با نام های لار،کیار،میزده و گندمان است که هم اکنون در شهرستان های شهرکرد،بن،سامان،فارسان ،بروجن و بخش کیار شرقی جای دارند.

در زمان صفویه چهارمحال جزئی از املاک ایل قشقایی بوده و پس از آن دوره است که اقوام ترک و ارمنی درکنار پارسی زبان ها ساکن چهارمحال می شوند (ارمنی ها در زمان رضا و محمدرضا پالانی اینجا را ترک می کنند و بختیاری ها از زمان ناصرالدین شاه قاجار با خرید بعضی مناطق از قشقایی ها - اکثرا" طایفه بولوردی یا ابیوردی- و بعد تر در زمان مشروطه به زور چماق وارد منطقه میشوند)

متاسفانه بعضی از برادران گرامی بختیاری ضمن انکار هویت چهارمحال آنرا چهارمحال ِبختیاری میخوانند که اشتباه است و بختیاری خود منطقه ای جدا و به مرکزیت مالمیر یا ایذه است که هم اکنون در میان دو استان خوزستان و چهارمحال وبختیاری واقع شده است.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

ایلخاص،گمشده در تاریخ

ایلخاص نامی یکی از طوایف ایل فارسی زبان باصری است،لکن بر خلاف ایشان به زبان ترکی تکلم می کنند.بیشتر افراد این طایفه در استان فارس ساکنند اما جمعیت قابل توجهی از ایشان نیز در شرق چهارمحال سکنی گزیده اند.

در گذشته و در میان افراد طایفه نام طایفه را به صورت نئلخاز(نئلخاص)لی تلفظ می کردند و این نام شباهت زیادی به نام یکی از اوبه های ایل شاملو در دوره ی صفوی دارد.

در کتاب نقش ترکان آناطولی در تشکیل و توسعه ی صفویه شاهد آنیم که از اوبه ای کوچک به نام نلقاص یا نلخاز یاد شده است.با توجه به اینکه در زبان ترکی شاهد دفعات بیشماری هستیم که حرف ق و حرف خ به جای یکدیگر به کار می روند بالاخص در نمود لهجه ها،می توان نتیجه گرفت که نلقاص یاد شده همان نلخاص یا ایلخاص کنونی است،به خصوص آنکه لهجه ی ایشان دارای تفاوت هایی با زبان قشقایی می باشد و در تلفظ مصوت ها به زبان ترکی آذربایجانی شبیه ترند.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

ادبیات ترکی رایج در چهارمحال

اتراک ساکن در چهارمحال همانند سایر همزبانان خویش در سایر نقاط دنیا دل خویش را به دریای پاک ادبیات ترک سپرده اند،ادبیاتی که یاورشان بوده است هنگام کار کردن ،هنگام خواباندن طفل و یا حتی هنگام غم و یا شادی.

چهارمحال به سبب واقع شدن در مکانی خاص هم از ادبیات بومی خویش بهره می برد و همچنین از ادبیات ترکی اقوام ترک مجاور و گاه حتی دور از بعد مسافت لکن نزدیک از جهت نزدیکی قلوب،برخوردار است.

ادبیات ترکی که اکثرا شفاهی است،به صورت نظم بوده و در قالب های شعری هجایی ترکی و نیز گاها در قالب های عروضی هستند.

موضوع غالب این منظومه ها و اشعار  هجر،دوری از وطن،توصیف طبیعت،عشق و دلدادگی و... می باشد.

همانند سایر نواحی ترک نشین،ادبیات عاشیقی جریان اصلی رایج در چهارمحال بوده است در کنار آن اشعار شعرا نیز دارای جایگاهی رفیع می باشد.

از معروف ترین جلوه های ادبیات ترکی چهارمحال می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

اصلی و کرم:روایتی است غنایی و تا حدی حماسی. کرم پسر زیادخان عاشق مریم یا اصلی دختر قره کشیش و همن می شود ولی با مخالفت والدین اصلی روبرو می شود،اصلی به همراه خانواده اش از اصفهان به سمت استانبول کوچ می کنند و کرم نیز به همراه له له اش تا ارزروم و پس از مرگ له له با کمک دوستش صوفی به دنبال آنان می روند.سرانجام کرم و اصلی به هم می رسند ولی به دلیل طلسم والدین اصلی آتش می گیرد و می سوزد اصلی نیز بادیدن این منظره از فرط عشق او نیز شعله می گیرد،از خاکستر کرم انار و از خاکستر اصلی گل سرخ می روید.

بیر ائل بوردان کوچدی ارمنی کوچی

بیر گول ایچینده آدی ساری گول

ساری گول ساری گول آدی مریم دیر

کورپگی بسته دیر قاشی کمن دیر

عاشیق غریب و شاهزاده صنم:از محبوب ترین داستان ها نزد مردم می باشد.داستان دلداگی و هجر عاشقی به نام غریب و شاهزاده صنم می باشد.پس از آنکه غریب و صنم قرار بر ازدواج می گذارند غریب بنابر خوابی که دیده است به مدت هفت سال به شام و حلب می رود و در این مدت شاه ولد پسر عموی صنم و مادر صنم سعی در فریفتن صنم برای ازدواج با شاه ولد می کنند.سرانجام غریب از سفر خویش باز میگردد و در مجلسی که برای عروسی شاه ولد و شاه صنم به پا شده بود پیش از آنکه شاه صنم با زهر خودکشی کند،چوگور در دست وارد می شود و می خواند و خودرا به همگان معرفی می کند و شاهزاده صنم با وی عروسی می کند و شاه ولد نیز با خواهر غاشق غریب.

تکّه می وئرمیشدیم داشا دیواره

ایزیمی دوندردیم پروردگاره

قدمگاه ده اوغردیم دولدول سواره

اوچ آیلیگ یوللاری اوچ گونده گلدیم

سحر نمازی ائیلدیم تبریز ده

ظهرین نمازی قارس دیزینده

آخشام نمازی گئتدیم ائیمیزه

مولام قنات وئردی اوچدوم ده گلدیم

کوراوغلو:مجموعه داستانی است حماسی راجع به شورش جلالی ها به فرماندهی روشن کوراوغلو که در سرزمین آناتولی اتفاق افتاده است.در جای جای این داستان کوراوغلو به همراه اسب تیره رنگش قیرآت و همراهی عیوض قصاب اوغلو،عیسی دمیرچی اوغلو،عاشوق جنون،دلی کاکاوقره دونه و707تن دلی با بیگ ها و پاشاهای ستمگر میجنگند.کوراوغلو که در چاملی بئل یا چنلی بئل ساکن است مردانه می جنگد،شکست می خورد و پیروز می شود ،گاه غضب می کند گاه می بخشاید او مظهر مردمانی است که در زمین ضعیف شمرده می شدند ولی با مردانگی مقابل تفنگ و خدعه ی حکام زورگو می ایستد.

جانیم عیوض اولما نوکر

نوکر اولان جفا چکر

آتلار نعل و میخین توکر

داش دیر بو داغین یوللاری

قیلیچ اوینادون اللرده

قالخان دایانسین قوللرده

حرامی وار دور یوللرده

نش دیر بوداغین یوللاری

در چهارمحال نیز در گذشته در تمامی نواحی چهارگانه اش این نقل شیرین توسط عاشوق ها نقل می شد لکن امروز تنها در نواحی شمالی چهارمحال هنوز می توان تک و توک ابیاتی از آن را شنید.

خان افشار و بولوردی قیزی:مناظره ای است میان پسر افشار و دختر بولوردی؛بلوردی ها و افشار ها دو ایل منتسب به نادر شاه اند که در قرون پیش در چهارمحال زندگی می کردند و هنوز هم بازمانده ایشان در چهارمحال ساکنند.این مناظره در بلداجی روایت می شود.

 هارادان گلیردینگ اوغرادوم سنه

گرممیشدیم گوردیم بلوردی قئزی

دولاندونگ گئزی بیر باخدونگ منه

قاش و گئزی قارا بلوردی قئزی

همراه و سروناز:داستان دلداگی دخترعمو و پسر عمو یی است که با ترک سروناز توسط همراه و رفتن به روم و ازدواج با کس دیگری به سرانجام می رسد.این منظومه نیز در بلداجی روایت می شود.

اوجا داغلار باشی دومان

یار گوینیمه سالدونگ گومان

سن اول کرم من اصلی خان

همرا جان هارا گئدیرنگ

کلبی خان وپریزاد:داستانی است تراژیک.کلبی هنگام شکار در کوه کشته می شود و نو عروسش پریزاد(حورزاد نیز نقل شده است) بیوه می شود.

اوجالی سن،آلچاقلی سن،داشلی سن

سوسن لی سن،سنبل لی سن،قوشلی سن

پریزادی قویدونگ گئزی یاشلی سن

قارلی داغلار خان کلبی می نئیلدینگ؟

خسرو و شیرین:داستانی است بسیار معروف در سطح چهارمحال.این منظومه که دارای لطافت خاصی است، داستان دلدادگی خسروپرویز و شیرین ملکه ارمنستان است.

سینه باشی سبلانون قاری دیر

خزان یئلی دگیب ساری دیر

شیرین که دئییللر خسرو یاری دیر

یازان یازدی خوب ده یازدی شیرین جان

خان عسگر و محبوب:دوباره داستان دلدادگی دو عاشق،این بار خان عسگر و محبوب.

هئچ مسلمان غریب اولماسون

آغلیه آغلیه سرفه سالماسون

هیچ کافر منیم کیمین اولماسون

سینه باشونا داغ اولماسون

سردار ریحان:در نواحی شمالی چهارمحال روایت می شود.

نفراوغلو و بیات قیزی:مناظره میان پسرک نفر و دختری از بیات ها.در این مناظره پسر نفر در مقابل دعوت دختر بیات برای رفتن با او مقاومت کرده و جواب رد می دهد.

وجودنامه:از اشعار تلیم خان ساوه ای که مراحل زندگی را از تولد تا صد سالگی روایت می کند:

آتامدان گلدیم آنایه

بیر قطره ی قانه دوندوم

یاتدوم آنام رحمینده

اوچ آیده جانه دوندوم

کوسه گلین:نمایشی کمدی بوده که در زمان های گذشته در روستای شاهسون نشین مارکده انجام می شده است.

مناظره ی خسته قاسم و لزگی احمد:این یکی از معروف ترین مناظره ها در میان تمامی ترک های ایران می باشد.در چهارمحال نیز قسمت هایی از این مناظره نقل شده است.

مناظره ی قویون و مو:مناظره ای است سروده ی تلیم خان.اصل این منظومه به فارسی بوده که توسط تلیم خان به ترکی ترجمه شده است.

فارغ از منظومه ها اشعار شعرایی همچون حسینقلی خان امان بنی،میرزا ماذون(با تلفظ محزان)،یوسف خسرو،بیات میرزا،مسکین علی،مسکین کلبی،خیراتعلی،قمری دربندی،خسته قاسم،دهقان سامانی و... نیز خوانده می شود.

ترانه های 6 هجایی(قئز بیتی)نیز در میان اهالی ترک زبان دارای جایگاهی والا می باشند.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

ادبیات ترکی رایج در چهارمحال

الف)خسته قاسم تیکمه داشلی

خسته قاسم شاعر،عارف و عاشوق دوره ی افشاریه است.اشعار این شاعر دلسوخته راجع به موضوعات مذهبی،عرفانی،عاشقانه و دلداگی و هجر می باشد.می توان گفت مشاعره ی وی با لزگی احمد از معروف ترین اشعار های رایج در میان ترکزبانان ایران می باشد.

در سرتاسر چهارمحال نیز می توان اشعاری از مشاعره ی وی با لزگی احمد یافت،لکن از مابقی اشعار وی تا کنون چیزی مشاهده نشده است،لکن در شهر بن در شمال چهارمحال می توان هنوز اشعاری از وی را جست.شاید دلیل این باشد که در بین اهالی بن آذربایجانی تبارها بیشتر از مابقی نقاط اند و همچنین ایشا ن در همسایگی ناحیه فریدن واقع شده اند و اشعار خسته قاسم در میان ایشان هنوز رایج است.

نمونه ای از اشعار خسته قاسم که در بن روایت می شود:

دوتارام اوتارام دوقری دامانی

صدقیدن چاغورام صاحب زمانی

هر ایگید که بیلمز یاخچی یامانی

آدونی انسان چاقورماک حیف

--------------------------------

خسته قاسیم دئییر های هایونا

عمرومی گچیردیم بیر حرج هایونا

قورخیرام غرق اولام عمان چایونا

گچدیگیم گونلره دورانا حیف

------------------------------

ب)حسینقلی خان امان بنی

از شعرای به نام خطه ی ادب پرور بن در عهد قجر می باشد.اشعار این شاعر که بیشتر دارای مضامین عارفانه و پندیات می باشد،دارای جایگاهی والا در میان ادبیات فولکلوریک مردم بن می باشد این شاعر گرانقدر در جوار عتبه عالیه ی نجف مدفون می باشد.آخرین شعر وی که وصیت وی نیز می باشد از این قرار است:

کاغذوم ایسلاندی یازدوم یاشودان

بیلین آغام حیدر ایستیوب منی

قارداشلار گئدیرم جان و باشودان

او آغایی قنبر استیوب منی

-------------------------------

ذویقودن وطندن اولموشام عازم

شاه نجفدن سیزه بیر نامه یازم

منی طلب ائیله ییب موسای کاظم

نوری چشمی جعفر ایستیوب منی

---------------------------------

ج)مسکین علی

از شعرای مجهول الهویه ای است که اشعار نغز و دلنشینش در شرق چهارمحال رایج است.اشعار ترکی وی دارای مضامین عاشقانه و ساده است.از مشهور ترین اشعار وی شعر قویون است که خطاب به گوسفند سروده شده است و نشانگر اهمیت گوسفند و رمه در زندگی نیمه عشایری اهالی شرق چهارمحال است.

اوچ آی قیش دیر ظلومات دور بوران دور

چکر جور و جفا وفالی قویون

اوخوشور بولبوللار آچولور گوللر

گئنه ده یاز گلر صفالی قویون

-----------------------------

د)ماذون(محزان) قشقایی

شاعر گرانقدر ایل قشقایی که اشعارش را در شرق چهارمحال می توان یافت.اشعار روایت شده در شرق چهارمحال در میان اهالی بلداجی و نیز قشقایی های ساکن در شهرستان بروجن رایج است ،این اشعار دارای مضامین عاشقانه،عارفانه،پند و نصیحت وگله و شکایت از روزگار می باشند.

چال گنم چوگوری تاری مستانی

سس اینن شاد ائیله گول و ریحانی

دئ سیندیره واری عهد و پیمانی

فلک سالدی بو ائلکه دن تار منی

-------------------------

تیکه تیکه بولوت گلدی ووردیگه

ائیلدی رحمتدن دنیایی خرم

هامی کسه یاغوش یاغدی منه غم

غم لشکری ائتدی گرفتار منی

--------------------------

ح)یوسف خسرو

از شعرای ایل قشقایی است.اشعار وی نیز در شرق چهارمحال رواج دارد.

سلطان معروف اولدی کل جهانا

منیم اینن سنین داستانوموز

سن بیر قیزیل گؤل،من غملی بؤلبؤل

حق خزان ائدمه سین گؤلیستانوموز

-----------------------------------

و)مسکین کلبی

از شعرای گمنامی است که در مورد وی اطلاعاتی در دست نیست.شعر معروف وی راجع به خال یار است.

بیر خالینگ یاغوش دور بیر خاینگ یاغماز

بیر خالینگ بولوت دور بیر خالینگ ایاز

بیر خالونگ ائیلیر رازونن نیاز

بیر خالینگ سیزلر سوزنان گلیر

------------------------------------

ز)دهقان سامانی

از پارسی سرایان بزرگ چهارمحال است که از وی اشعاری به ترکی نیز موجود است.

--------------------------------

ح)قمری دربندی

از مرثیه سرایان عهد قجر است .وی اهل دربند مرکز خان نشینی در قفقاز است.دوران زندگی وی مصادف بوده است با زمان استیلای روسیه بر قفقاز.دیوان وی نیز از گذشته در چهارمحال خوانده می شده است.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وبسایت محفوظ است